واقعی شدن آفتابه
ساختن برنامه یکی از علاقههای اصلی من بوده و هست. حل کردن چالشهای تکنیکال و خلق کردن تجربهی خوب کاربری برام لذتبخشه. در کنار علاقه به ساختن برنامه، علاقهی زیادی به طرح کردن مسالههای خلاقانه دارم. این باعث شد که سال اول دانشگاه وقتی با دو تا از دوستام تصمیم گرفتیم یه بازی بسازیم، فرصتی پیش بیاد که بتونم این دو علاقهم رو کنار هم بذارم و حاصلش شد بازی آفتابه.
آفتابه اوایل بهار سال ۹۳ روی مارکت کافهبازار منتشر شد. یادمه دو سه روز بعد از انتشارش ۱۰۰ نصب فعال داشت و خوشحال بودیم که دوستامون نصبش کردند. چند روز بعد که ۱۰۰۰ نصب فعال داشتیم، خیلی خوشحالتر بودیم! سه ماه گذشت و آفتابه روی گوشی موبایل بیش از دو میلیون کاربر ایرانی نصب شده بود و رشدی که داشت کاملا ارگانیک بود.
روزهای اولی که روی ایدهی بازی به توافق رسیده بودیم و داشتیم برنامهریزی میکردیم که چه بخشهایی داشته باشه، پر از هیجان بودیم و میخواستیم بازیمون قابلیتهای زیادی داشته باشه. از جدول رده بندی بهترین بازیکنها گرفته تا بخشی که کاربرها میتونستن مراحل خودشون رو پیشنهاد بدن و مراحلی که بقیه ساختن رو بازی کنن. همچنین دوستی که طراحی گرافیک بازی رو انجام میداد رابط کاربری جذابی برای بازی طراحی کرده بود که پیادهسازیش با تمام جزئیات هنوز هم کار سختی حساب میشه برام.
اون روزها من داشتم آروم آروم برنامهنویسی اندروید یاد میگرفتم و بین کلاسهای دانشگاه بخشهایی از بازی آفتابه رو هم پیادهسازی میکردم. یکی از سال بالاییهامون که دیده بود دارم روی آفتابه کار میکنم، کتاب Getting Real رو به من معرفی کرد که با عنوان فارسی واقعی شدن هم ترجمه شده. این کتاب مجموعهای از نکتههای کاربردی برای ساخت محصولات نرمافزاریه و در مورد همهی ابعاد یه پروژه از برنامهریزی اولیه تا رسوندنش به دست کاربرها صحبت میکنه. یکی از توصیههای معروف کتاب اینه که محصول نهاییتون رو تصور کنید و امکاناتش رو نصف کنید. حالا دوباره این کارو تکرار کنید تا وقتی که فقط امکانات ضروری محصولتون باقی بمونه!
خوندن این کتاب باعث شد هر امکانی که وجودش حیاتی نبود رو از آفتابه حذف کنیم. تونستیم پروژه رو توی سه ماه تموم کنیم و شانس دیدن موفقیتش رو داشته باشیم. تا به امروز هم خیلی از نکات این کتاب رو توی کارهام رعایت میکنم و پیشنهاد میکنم شما هم اگر درگیر ساخت نرمافزار هستید این کتاب رو بخونید.